تبلیغات
eznb11tp5xhvdzzh1m.gif پاتووووووووووووووووق پرسپووووووووووووولیسی ها - کریم باقری: اگر بگویم با دایی مشکل نداشتم دروغ گفتم
وقتی می فهمیم به نفع تیم بوده یا نه که تفاوت کار دایی و او را ببینیم. دایی هم یکی است مثل کرانچار! او هم وسط فصل تیم را تحویل گرفته... مثل این است که همان آش نیم پخته و بدمزه را از کرانچار گرفته اند و داده اند به دایی! او هم فرصت ندارد، او هم بدنسازی نکرده، او هم بازیکنان را خوب نمی شناسد. او هم نمی داند باید دقیقا چه سیستمی را انتخاب کند! حرف من مشخص است. ما در مورد دایی دیگر حرف نمی زنیم، داریم در مورد مشکل فوتبال ایران حرف می زنیم.
قدس؛ برای گفتگو با کاپیتان پرسپولیس نمی خواهم مقدمه ای بنویسم. سؤال اول، به جای مقدمه است! بی نیاز از زیاده گویی های اولیه، با کریم باقری همراه شویم.

****************
* خیلی سخت است که بفهمیم چه نوع رابطه ای میان کریم باقری و علی دایی برقرار است.
** دوست دارید چه جور رابطه ای داشته باشیم؟

* این به خواسته من نیست. در حقیقت چیزی که می خواهم بدانم این است که از سالها قبل تا امروز میان شما دو نفر رابطه حسنه ای وجود نداشت و شما آن را پنهان کردید. کار راحتی نیست. ولی خب این هنر را داشتید که کسی متوجه اختلافهای شما دو نفر نشود.
** این هم حدس شماست. من کلاً آدمی نیستم که با کسی مشکلی داشته باشم. نه فقط در فوتبال که کلا در زندگی شخصی هم سعی کردم با همه محترمانه رفتار کنم. رفتار من و علی دور از احترام نبود. مگر این که شما دوست داشته باشید ما با هم اختلافی پیدا کنیم.

* این حرف آخری که زدید از کریم باقری بعید است. فکر می کنم این نوع پنهان کردن زیاد با ذات کریم باقری همخوان نیست. شما با هم در آلمان همبازی بودید. تصور می کنم اختلاف نظرهای شما از همان تیم آرمینیا بیله فلد شروع شد.
** ببینید... یک زن و شوهر اگر عاشق و معشوق هم باشند هم نمی توانند در زندگی مشترک بدون مشکل باشند. خواهر و برادر از یک پدر و مادر به دنیا می آیند، اما با هم نمی سازند. من و علی با هم دوست بودیم، و در عین حال آدم هم بودیم. اگر بگویم هیچ وقت با هم مشکلی نداشتیم دروغ گفتم، ولی اگر هم بگویم بهترین روزهای زندگی من در اروپا با علی گذشت هم دروغی نگفته ام. من فکر نمی کنم این قدر دقت کردن به مسائل جزیی و بی ارزش در فوتبال چیز درستی باشد. یعنی ما در این فوتبال مشکلی جز روابط بین من و علی دایی نداریم؟

* این رابطه امروز به اندازه کافی مهم هست. شما کاپیتان پرسپولیس هستید و علی دایی سرمربی این تیم. نوع روابط بین شما دو نفر به اندازه کافی روی عملکرد تیم هم تأثیر می گذارد.
** این حرف شما را قبول ندارم. من و علی برای اولین بار نیست که بعد از زندگی در آلمان می خواهیم در تیمی با هم کار کنیم. قبل از این بارها در تیم ملی همبازی بودیم. در پرسپولیس همبازی بودیم و وقتی او مربی تیم ملی شد من برای اولین بار بعد از سالها قبول کردم که برای تیم ملی بازی کنم. اینها نشانه چیست؟ اختلاف نظر بین من و علی؟ ما در تیم ملی هم اتاقی می شدیم. سرپرست های تیم ملی می دانستند ما می خواهیم کنار هم باشیم. پس در این مورد نمی توانید با من مخالف باشید.

* نه مخالف نیستیم، ولی مسأله آن کلیپی که در گوشی تلفنها دست به دست می شد و در مورد توهین دایی به شما بود چی؟ آن را هم باور نکنیم؟
** چند نفر آمدند به من گفتند بیا این فیلم را نگاه کن ببین علی در مورد تو چه حرفهایی می زند. من اما زیاد اهمیت ندادم. یعنی اصلاً نگاه هم نکردم. کسانی که دیدند و من به آنها اعتماد دارم می گویند ساختگی است.

* به چشم های خودتان اعتماد نکردید.
** من در مورد اتفاقی که نیفتاده حرفی نمی زنم. این روزها باید به چیزهای مهمتری فکر کنیم. من علاقه ای ندارم روی این جور مسائل تمرکز کنم. از دیدگاه من علی یکی از بزرگان این فوتبال است. ما در مملکتی زندگی می کنیم که همه می خواهند بزرگترها را به پایین بکشند! دلیل اش را نمی فهمم، ولی می دانم در مورد دایی هم همین مسأله وجود دارد. شما در مورد میزان اختلافهای من و دایی پرسیدید یک بار گفتم و حالا دوباره تکرار می کنم. ما با هم مشکلی نداریم.

* سعی می کنیم این حرفه ای گری کریم باقری را بپذیریم.
** ربطی به حرفه ای گری ندارد. من آدمی نیستم که دروغ بگویم. این را تقریبا همه می دانند. اگر اختلافی بین من و دایی بود، می گفتم نمی خواهم در این مورد حرفی بزنیم. چون باز هم فکر می کنم این مسائل به کسی جز خود ما ربطی ندارد. مشکل امروز جامعه ما این است که فکر می کنیم همه چیزمان را باید همه بدانند. به کسی چه ربطی دارد که من با فلانی مشکلی دارم؟ حتی این روزها مردم مشکلات خانوادگی شان را هم به کوچه و خیابان می آورند! این واقعا فاجعه است. من چنین آدمی نیستم.

* پس می توانیم در مورد آینده ای حرف بزنیم که با علی دایی شکل خواهد گرفت. شما از کی فهمیدید علی دایی گزینه اصلی مربیگری پرسپولیس شده است؟
** فکر می کنم فردای بازی با صبای قم بود. آن روز خود حاجی با من تماس گرفت و گفت به باشگاه بروم. با هم کمی صحبت کردیم و به من گفت به چنین نتیجه ای رسیده است.

* شما اظهار نظر خاصی نکردید؟
** نه به من ربطی نداشت.

* اگر ربطی نداشت که به شما نمی گفت.
** این سیستم مدیریتی حاج حبیب است. به بزرگترهای تیم احترام می گذارد. فقط می خواست من در جریان باشم و شاید هم می خواست جو را بررسی کند. به هرحال این تصمیم مدیریت بود که پرسپولیس تغییر مسیر بدهد. حاجی از نتایج تیم راضی نبود. ما خودمان هم راضی نبودیم. این که 10 امتیاز از تیم صدر جدول عقب بیفتیم اصلاً راضی کننده نیست.

* ... و فقط با اخراج کرانچار این مشکل حل می شد؟ اگر فردا هم تیم نتیجه نگیرد باید چه کسی را اخراج کنند؟ یک روز عباس انصاری فرد رفت، بعد کرانچار، حالا نوبت کیست؟
** بازهم می گویم من بازیکن تیم هستم و بس. روزی که مربی یا مدیرعامل شدم می توانم به این جور سؤالها جواب بدهم.

* کریم باقری در اروپا بازی کرده. چنین بی ثباتی را در هیچ جای اروپا دیده بودی؟
** نه! واقعا نه... من خودم هم می دانم که زمان کافی در اختیار کرانچار نبود. او نه توانست بازیکنان اش را انتخاب کند، نه فرصت داشت تیم را بدنسازی کند، نه بازیکنان را بشناسد، نه تاکتیک اش را قبل از فصل انتخاب کرده بود. یک دیگ پر از سیب زمینی و پیاز گذاشتند جلوش و گفتند دو دقیقه وقت داری آش بپزی! خب معلوم است نمی تواتند. ما مشکل مان کرانچار نیست، مشکل این است که مدیریت ما ثبات ندارد. همین حاجی وقتی تیم را قهرمان کرد از تیم رفت و ماهها بخاطر همین اتفاق مشکل داشتیم. اگر همان زمان سازمان به ترکیب مدیریت دست نمی زد، ما امروز این قدر مشکل نداشتیم.

* پس این طور هم نیست که حرفی نداشته باشید!
** ببینید! اول بحث گفتی با علی دایی مشکل داری گفتم نه، الان می گویید نظرت در مورد اخراج کرانچار و تغییر مدیریت چیست می گویم یا حرف نمی زنم، یا اگر حرف بزنم دروغ نمی گویم. من طی این دو سال، مشکلات زیادی را دیدم. مثل بی پولی، تغییر پیاپی مربی! شما ببینید در یک فصل و نیم ما 5 مربی عوض کردیم. قطبی، پیروانی، وینگادا، کرانچار و حالا علی دایی! این فاجعه است. خب این تمام نظم تیمی را به هم می ریزد. ما مشکلات کمی نداریم. به من ربطی ندارد. مدیران می توانند هر هفته مربی عوض کنند، ولی دیگر نباید از بازیکنان هم انتظار معجزه داشته باشند. ما ماشین نیستیم که برنامه بگیریم و در زمین بازی بدویم.

* این ها یعنی انتخاب دایی اشتباه بود!
** اگر می خواهید این جوری ادامه بدهید من دیگر حرفی ندارم. من دارم در مورد مشکل فوتبال ایران حرف می زنم، شما ربطش می دهید به انتخاب دایی!

* البته میل خودتان است که به بحث ادامه بدهید یا نه، ولی مسلما اخراج کرانچار را به نفع تیم نمی دانید!
** وقتی می فهمیم به نفع تیم بوده یا نه که تفاوت کار دایی و او را ببینیم. دایی هم یکی است مثل کرانچار! او هم وسط فصل تیم را تحویل گرفته... مثل این است که همان آش نیم پخته و بدمزه را از کرانچار گرفته اند و داده اند به دایی! او هم فرصت ندارد، او هم بدنسازی نکرده، او هم بازیکنان را خوب نمی شناسد. او هم نمی داند باید دقیقا چه سیستمی را انتخاب کند! حرف من مشخص است. ما در مورد دایی دیگر حرف نمی زنیم، داریم در مورد مشکل فوتبال ایران حرف می زنیم. مشکلی که به مربی اجازه نمی دهد حتی یک سال با تیم اش کار کند.

* از حبیب کاشانی بعید بود این قدر زود کم بیاورد. او خیلی خوب پشت افشین قطبی و حمید استیلی ایستاده بود!
** خب به هرحال شرایط امسال هم با آن فصل فرق می کند. نمی توانیم او را مقصر بدانیم. حتی خود حاجی هم تکلیف اش معلوم نیست. او را به صورت موقت سرپرست تیم گذاشته اند تا تکلیف باشگاه را روشن کند. همه مشکلات و توقعات روی دوش او افتاده. شاید هرکسی جای او بود، همین کار را می کرد.

* خب... کرانچار تیم را سوم تحویل داد و رفت. فکر می کنی همین مکان سوم هم تا آخر فصل با مربیگری دایی باقی بماند؟
** تضمینی هم وجود نداشت که اگر کرانچار می ماند ما همین رده سوم را هم نگه می داشتیم. ما تا پله هفتم جدول هم سقوط کرده بودیم. یعنی ممکن بود دوباره با او پایین تر بیفتیم! من به آینده این تیم خیلی امیدوار شدم. شوک مثبتی در تیم به وجود آمده. همه سعی می کنند خودی نشان دهند.

* فکر می کنم بیشتر وقت ما در این مجادله به کل کل کردن گذشت.
** چیزی بود که شما می خواستید!

* نه این را نمی خواستم. بگذریم ... کریم باقری از یک سال قبل تا امروز و شاید بهتر است بگوییم از روزی که افشین قطبی رفت تا امروز یا مصدوم بوده و یا مثل کریم باقری بازی نکرده.
** مثل کریم باقری بازی نکردم و با این همه مصدومیت هفت گل هم زدم؟!

* یعنی از بازی خودت راضی هستی؟
** اصلاً راضی نیستم، ولی نمی توانم قبول کنم که کم فروشی کرده باشم.

* نه! کم فروشی که به کریم باقری نمی چسبد! انگار منظورم را بد متوجه شدی!
** اگر می خواهی بگویی افت کردم قبول دارم. من سال قبل اشتباه کردم و دوره ای پرفشار را پشت سر گذاشتم. هم در لیگ بودم، هم با تیم ملی بازی و تمرین می کردم، هم جام باشگاههای آسیا را داشتیم. شاید یادم رفته بود دارم پیر می شوم.

* واقعاً فکر می کنی پیر شدی؟
** (می خندد) فقط خداست که پیر نمی شود !